قهرمان ميرزا عين السلطنه

6805

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رفتن مدرس به مجلس افخم الدوله در بازار و با بعضى از مردمان متدين كارى راه دارد و حرف او را گوش مىدهند . از ملاهاى ما هم درد دين زيادتر دارد . با وصف آن‌كه عدليه راحتش نمىگذارد ، ماليه و وزارت فوايد عامه نيز ، هروقت موقع پيدا كرده آنها را ديده و محرك شده است . مىگفت مردم به خانهء مدرس پس از قضيهء چك خوردن زياد رفتند ، همين‌طور خانهء آشتيانى . مدرس به همه گفته است جمهورى انگليسى مىشويد بسم اللّه . اگر جمهورى خوب است پس چرا خودش سلطنت دارد ، ما را مثل عثمانى خر گير آورده . بعد جمعى از وكلا مثل قوام الدوله و غيره مىروند براى عصر آقا را مجلس ببرند . مردم هم اصرار مىكنند تشريف ببريد همه همراه مىآئيم . مىگويد مجلس كو نمىروم ، اما كميسيون مىروم . آن هم نه با جمعيت به ترتيب خودم تنها . حرف مدرس مىرود وارد كميسيون مىشود . مىگويد به‌به تارزنمان حاضر ، دنبك‌زنمان حاضر ، پس چرا زودتر مرا خبر نكرديد ، رقاص را بيرون نكنيم ( نورىزاده ) . شب منزلش جمعيت زيادى رفته بود . آشكار به همه گفته است كارى براى انگليس مىكنيم و بسيار تلخ و بد گفته است . اين بود قصهء مدرس پس از چك خوردن . افخم رفت عدليه و جاهاى ديگر . من كه حشرى با كسى ندارم باز سراغ عميد الدوله گفتم بروم . مردم همه مشغول پچ‌وپچ هستند . دكان دلاكى خلوت بود براى اصلاح داخل شدم . دكان سلمانى دكاكين دلاكى در طهران خيلى خوب شده . بعضى از آنها كه حقيقتا از سالن فلان رئيس الوزراء مزين‌تر و قشنگ‌تر است . اما باز آن دلاكهاى كثيف كه قمقمهء آب در پشت ما تحت خود آويخته و دور كمر [ شان ] تيغ كثيف هزار ساله ، سنگ تيغ و هزار اسباب ديگر آويخته [ بود ] كه در حقيقت دكان دلاكى متحرك است . كماكان در سبزه ميدان و ميدان پاى قاپق و هزار گوشهء شهر باقى است . اگر پودر ، صابون ، اودكلن ، روغن ابرو ، سرخاب ، سفيداب استعمال كنيد پنج هزار شش هزار به آن دكاكين اعلى بايد داد و الا همان زلف و ريش باشد دو قران .